تبلیغات
یک آسمان غروب
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
نمایش نظرات 1 تا 30


www.irLearn.com

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

شنبه 17 تیر 1385

خونابه ی لذت ببر از بودن من

 

انگشتهایی که لزج , تصویری از زن.........

 

(وقتی تمام زندگی فعلی حرام است

 

عصیان کن و عاصی شو و فاسد شو اصلا ً)

 

من مبتذل تر می شوم از این که هستم

 

اصلا چه فرقی می کند: بودن , نبودن؟

 

حالا دو چشمت را ببند تصویر آمد

 

حالا تو عاشق می شوی اما نه شرعاً!

 

(کم کم بجنگ با باید و شاید نباید

 

با این غزل که قافیه حالا بیاید

 

با این نقاب شرم یا .......اصلا به من چه

 

حرمت برای من , شما .......اصلا به من چه

 

اینجا تمام زندگی در ابتذال است

 

اصلا تمام زندگی یک جور حال است)

 

حالا میان حال خود , حالم گرفته

 

حالا برایم حال کردن هم محال است

 

بالا و پایین می شود تصویرهایم

 

باید بریزم از خودم , بالا بیایم

 

روی تمام عصمت گنگ زمانه

 

تصویرهای بسته ای که ...عاشقانه

 

حالا......و بی حس می شوم :یک جیغ کوتاه

 

فریادهای بی صدا , تصویر یک آه

 

چشمان باز و زشتی ِ تصویر دنیا

 

پایان تلخ لذتی گس .....احمقانه

 

 

پ ن : و مبتذل تر می شوم از این که هستم

 

 


 

نوشته شده توسط م . د ساعت 01:07 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نوشته ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari