تبلیغات
یک آسمان غروب - حکم
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
نمایش نظرات 1 تا 30


www.irLearn.com

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

دوشنبه 1 خرداد 1385
حکم

که من هنوز پنجره ای به روی دیوار شبم

 

که این هجوم تیرگی رسانده جان را به لبم

 

و  داد می زنم تو را که داده ای مرا به باد

 

به دست داغ زندگی که من هنوز در تبم

 

و بستری که تر شده از این همه شرم حضور

 

 عرق بریز و مست شو ‌ که بس کن این همه قلم↓

 

به روی این ورق نزن که حکم زندگی دل است

 

و تو که بٌر نخورده ای میان دستهای غم↓

 

برای بردن دلــــم تقلبـــی تازه شدی

 

و رو نشد شاه دلـــَـت برای بی بی دلم

 

و من ندیده باختم به بازی کثیف تو

 

که من هنوز پنجره ای به روی دیوار شبم

 

 

نطق خارج از دستور :

 

شرکت در جشنواره ی شعر استانی یک پنجره ناگهان ( البته تنها به عنوان تماشاچی )

 

علاوه بر آبمیوه و کیک مجانیش یک مزیت دیگه هم داشت : من رو به طرز فجیعی به

 

خودم امیدوار کرد

نوشته شده توسط م . د ساعت 09:05 ق.ظ موضوع مطلب :‌ غزل ,

ویرایش شده در شنبه 6 خرداد 1385 و ساعت 03:05 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari