تبلیغات
یک آسمان غروب - گرگم وگله می برم!!
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 22 اردیبهشت 1385
گرگم وگله می برم!!

 

 

 

و من شروع می شدم که تو تمام  من شدی

 

و خون من مباح شد که تو حرام من شدی

 

و من و حکم ارتداد, هنوز در نفس نفس

 

که حال من چه مضحک است , زمان که رفت پیش و.......پس

 

کسی هنوز مانده که...... نمان در انتظار من

 

که رفتنی شدیم ما به سوی خاطره شدن

 

به سوی خاطره که نه  به سوی تکرار شکست

 

بلند می شدم ولی    زمان دوباره می شکست

 

برای مرد کوچکی که هی پسر بزرگ شو

 

میان خواب گله ها حداقل تو گرگ شو

 

بدر تمام گله را که خواب رفته ساعتش

 

زمان ,  زمان خوردن است , فقط گرسنگی , عطش

 

تمام حس گله است ,  تمام زندگی......همین

 

بزرگ شو ....و گرگ شو.... و مرگ گله را ببین

 

و من بزرگتر شدم و گله گرگ شد , درید

 

تمام اجزای مرا: غرور لعنتی , امید

 

*******************************

 

و من هنوز کوچکم , هزار تکه ی لعین

 

هزار بره ی نجیب هزار نقطه نقطه چین

 

نوشته شده توسط م . د ساعت 12:05 ب.ظ موضوع مطلب :‌ شعر ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari