تبلیغات
یک آسمان غروب - پنجره
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

پنجشنبه 13 بهمن 1384
پنجره

  پنجره را که باز می کنی

 

 بوی تعفن بیرون با فساد درونت می آمیزد

 

و خوب یا  بد

 

از  این همخوابگی نا مشروع

 

 این مرگ توست  که جان می گیرد

 

پنجره را که باز می کنی

 

چشمانت را فریب می دهی

 

و قانع می کنی به دیدن سرابی از نور

 

و به خود دروغ می گویی که :

 

امروز آفتابی است

 

ولی این درون توست که با غروبی ناگزیر شب شده

 

و تو با چشمان غیر مسلحت در انتظار دیدن یک ستاره

 

می پوسی

 

و گاهی ستاره ای می بینی

 

ولی افسوس این نور , تنها , آتش خشم گلوله ای است

 

که افکار تو را نشانه رفته

 

پنجره را که باز می کنی مردانی را می بینی

 

که غرق در مرداب نیستی

 

خالق هستی را ستایش می کنند

 

و دلخوشند به بهشتی که........

 

شاید وقتی دیگر

 

و زنانی را می بینی که مفتخرند به مادر بودن

 

و در حسرت یک بار فریاد شدن

 

شیون های کودک خویش را آرام می کنند

 

و او را به خواب می برند

 

و به خواب می روند

پنجره را..............

 

بگذار بسته بماند

 

پ . ن : یک انشای سیاه دیگه که متعلق به خودمه

نوشته شده توسط م . د ساعت 10:02 ق.ظ موضوع مطلب :‌ نوشته ,

ویرایش شده در پنجشنبه 13 بهمن 1384 و ساعت 08:02 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari