تبلیغات
یک آسمان غروب - می گن
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

یکشنبه 2 بهمن 1384
می گن

می گن که شب این طرفا , رو به طلوع غروب می کرد

 

صدا رو می برد تا خدا , آدم بَدا رو خوب می کرد

 

می گن صدا این طرف ها , از جنس این سکوت نبود

 

نور قشنگ هر طلوع  قایم نمی شد پشت دود

 

می گن که روز  این طرفها روشن و گرم بود و عجیب

 

خورشید خانم قرمز می شد با چشمکای سرخ سیب

 

می گن یه باغ بود این جا ها , که توش خدا قدم میزد

 

به نغمه ی شاپرکها قدرت زیر و بم می زد

 

یه پنجره بود این جاها که وا می شد رو به جنون

 

یه دَر از جنس سادگی یه سقف از جنس آسمون

 

می گن و می گن و می گن ما هم فقط توی کفیم

 

 

اسیر لحظه های تلخ , ساعت های مزخرفیم

 

باید بیدار بشیم یه روز , غروب رو از غم بگیریم

 

ثانیه ها رو بشکنیم , زمان رو با هم بگیریم

 

گذشته رو تازه و نو , این حال رو زیر و رو کنیم

 

برای بُرد فردا ها  یه برگ تازه رو کنیم 

 

 

 

 

نوشته شده توسط م . د ساعت 05:01 ق.ظ موضوع مطلب :‌ ترانه ,

ویرایش شده در سه شنبه 4 بهمن 1384 و ساعت 10:01 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari