تبلیغات
یک آسمان غروب - اسیر زندان زمان
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

یکشنبه 29 آبان 1384
اسیر زندان زمان

 

بد جوری توی لحظه ها اسیر و بازیچه شدم

اسیر زندان زمان بازیچه ی دست خودم

بد جوری دارم می شکنم توی خودم تو لحظه هام

توی سکوت توی صدا توی تمام واژه هام

بد جوری با این غم تلخ سر می کنم روز و شب رو

دیگه تحمل ندارم این نفرت و تاب وتب رو

دیگه نمی شه بمونم اشکام دارن تموم می شن

این واژه های لعنتی بازم دارن حروم می شن

بازم تمام لحظه هام تو غم و وحشت جارین

باز واژه های شعر من بی هدف و تکرارین

غم و سکوت صدا و اشک غروب و فریاد و جنون

اشکهای تکراری و سرد خنده ی تلخ گریه ی خون

این بازی با واژه ها تموم دلخوشیم شده

زنده بودن تنها هدف برای زندگیم شده

 

 

 

نوشته شده توسط م . د ساعت 02:11 ق.ظ موضوع مطلب :‌ ترانه ,

ویرایش شده در یکشنبه 29 آبان 1384 و ساعت 09:11 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari