تبلیغات
یک آسمان غروب - درخت پیر
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 20 آبان 1384
درخت پیر

یادمه اولین شعری که گفتم این جوری شروع شد

 

دل من روی زمینه دل من تنها ترینه

 

دل تو , تو آسمونه هیچوقت تنها نمی مونه

 

شعر پایین احتمالا همونه البته چند ورژن بالاتر

 

خوشحال میشم نظرشما رو هم بدونم

 

**************************

 

ومن انگار در زنجیر میان لحظه ها درگیر

و تو آزاد می خندی به این بازیچه ی تقدیر

و من پنهان میان درد میان واژه های سرد

و تو فرزند خورشیدی و تو گرمی و عالم گیر

و من دنبال یک لبخند میان اشک هر روزه

میان خنده های تلخ برای این دل دلگیر

و تو بیگانه با گریه و اشکت ژاله ی صبح است

که با خورشید چشمانت شوند بار دگر تبخیر

و من غرقم در این وحشت که فردا نیز تاریک است

که این تاریکی مبهم شده در لحظه ها تکثیر

و تو روشن تر از دیروز به روی باغ می تابی

ولی انگار بی میلی به تابش بر درخت پیر

و من با باد می جنگم برای حفظ تک برگم

و با این کرم کوچک که شده از ریشه هایم سیر

و تو با تابش گرمت به کرم کوچک و وحشی

مجالی تازه می بخشی برای بستن زنجیر

و باد وحشی و موهوم گرفت از من غرورم را

و پیروزی از آن ِ توست که من افتاده ام این زیر

نوشته شده توسط م . د ساعت 03:11 ق.ظ موضوع مطلب :‌ غزل ,

ویرایش شده در جمعه 20 آبان 1384 و ساعت 04:11 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari