تبلیغات
یک آسمان غروب - غزل
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

شنبه 30 مهر 1384
غزل

با احتکار واژه ها در فصل بحران غزل


من همصداتر می شوم با درد پنهان غزل


این واژه های ساده راساده نگیر و بی صدا


فریاد من پنهان شده در روح و در جان غزل


پشت حصار قافیه این واژه ها جان میدهند


مضمون فدای لفظ شد در پشت زندان غزل


در قحطی عشق و صدا من ماندم و این واژه ها


باید که خود را تر کنم در زیر باران غزل


شک در وجودم رخنه کرد همراه آهی تلخ و سرد


هر جا که شعری جان گرفت آنجاست ایمان غزل


با یک سکوت مسخره با بستن صد پنجره


من آشناتر میشوم  با  درد و بحران غزل


پایان فقط یک واژه است مثل شروع زندگی


در واژه هایش گم شده اینجاست پایان غزل

نوشته شده توسط م . د ساعت 05:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ غزل ,

ویرایش شده در پنجشنبه 19 آبان 1384 و ساعت 01:11 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari