تبلیغات
یک آسمان غروب - رضایت
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

درباره ی وبلاگ: ?!.

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

لوگوی دوستان

www.foroogh.de


آشغال

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

دوشنبه 10 مرداد 1384
رضایت

بعد از مدتها شعری گفتم که  حداقل خودم رو راضی کرد

امیدوارم شما هم راضی با شید


خورشید را حاشا کنید نور زمین پنهان شده
 

در شهر غم غوغا کنید انسان چه نافرمان شده


آن مرده را پنهان کنید انسانیت جان داده است


نه! تو برو او را بکُش او را که نیمه جان شده


ما مانده ایم و یک نگاه تا مرگ عشق در قلبها


زیرا غم جاوید ما   بر  قلبها  سلطان شده


ما مانده ایم و یک نفس تا مرگ انسان در قفس


نه! او دگر در بند نیست چون آن قفس ویران شده


در زیر آوار جنون ققنوس وار جان می دهد


نه! آتشی در کار نیست چون عصر یخبندان شده


آزادگی بی معنی است آزاده بودن یک خیال


زیرا در این ویرانکده آزادی هم زندان شده


شادی گناهی است بی حساب زیرا که غم قانون ماست


زیرا که شاه خفقان  غم صاحب انسان شده


من از ازل زندانیم   من  وارث   ویرانی ام


زیرا که من ایرانی ام چون کشورم ایران شده


نوشته شده توسط م . د ساعت 02:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ غزل ,

ویرایش شده در شنبه 29 مرداد 1384 و ساعت 09:08 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari